دوست دارم

                                

                                             به نام خدا

   این اولین نامه ی عاشقانه ایست که برای تو که تمام زندگی منی می نویسم ، پس ترجیح می دهم اول از همه با نام خدا آغاز کنم تا در این عشق بی همتا و بزرگ بیشتر از هروقت ما را یاری دهد.

به نام خدای هفت آسمان که در زمین انسان را با عشق متولد کرد و یاری دهنده ی تمام عاشقان دنیاست و دل هیچ عاشقی را نمی شکند ، حرف هایم را آغاز میکنم.

دوستت دارم...بله این جمله ای بود که حس جدیدی در من ایجاد کرد و باعث بوجود آمدن علاقه ی بسیار بسیار زیادم به تو شد و همین جمله بود که سرآغاز درک صحیح عشق برای من بود...حس متفاوتی نسبت به تو پیدا کردم و خودم را با وجود تو در کنارم کامل دیدم...حسی که باعث شعله ور شدم آتش عشق در وجودم شد.

عزیزم بیشتر از حدی که تصور می کنی دوستت دارم و عاشقتم....

شب و روز ثانیه شماری می کنم زمانی برسد که لبهایم روی لبهایت قرار گیرد ، گرمای وجودت را حس کنم، تو را در آغوشم بگیرم و با لالایی دوستت دارم خواب را مهمان چشمهایت کنم...

عاشقتم و تا  ابد کنارت هستم و مواظبتم...

در آخر این جمله را یک بار می نویسم اما هزاران هزار بار در قلبم فریاد می زنم تا بشنوی :

                                                           دوستت دارم 

 سیب سرخی را به من بخشید و رفت
  ساقه سبز دلم را چید و رفت
 عاشقی های مرا باور نکرد
 عاقبت بر عشق من خندید و رفت
 اشک در چشمان سردم حلقه زد
 بی مروت گریه ام را دید و رفت
 با غم هجرش مدارا می کنم       

 گر چه بر زخمم نمک پاشید و رفت

مرا در یاب

 

نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم: درعصرهاي انتظار،به حوالي بي کسي

قدم بگذار! خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو! کلبه ي غريبي ام

را پيدا کن، کناربيدمجنون خزان زده و کنارمرداب آرزوهاي رنگي ام! درکلبه را باز کن و به

سراغ بغض خيس پنجره برو! حرير غمش را کنار بزن! مرا مي يابي

برای مریم خوبم