مرا در یاب
نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم: درعصرهاي انتظار،به حوالي بي کسي
قدم بگذار! خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو! کلبه ي غريبي ام
را پيدا کن، کناربيدمجنون خزان زده و کنارمرداب آرزوهاي رنگي ام! درکلبه را باز کن و به
سراغ بغض خيس پنجره برو! حرير غمش را کنار بزن! مرا مي يابي
برای مریم خوبم
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۶ ساعت 13:8 توسط امیر_
|
پنجره بسته دلم شكسته